سرویس بین الملل

زنانی که فدائیان اسلام اجازه ورودشان به مسجد را ندادند

(دوشنبه ۲۲ دی ۱۳۹۳) ۱۰:۳۰

جمعیت فدائیان اسلام پرده ای درب مسجد سلطان تهران زده و مانع از ایاب و ذهاب زنان مکشوفه به مسجد مزبور شدند.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی محراب به نقل از فارس، فدائیان اسلام به پرچمداری سید مجتبی نواب صفوی قد علم کرده و به مبارزه با ظلم آشکار رژیم دیکتاتوری پهلوی برخواست. این گروه که مذهبی بود با کسب فتوا از علمای وقت به ترور برخی از مردان فاسد آن دوره پرداخت و با ابهت اهدافش را دنبال می‌کرد. سید مجتبی نواب صفوی نامی است که هنوز هم با شنیدن نامش آرزو می‌کنی کاش بودی و در کنارش به مبارزه می پرداختی. مطلب پیش رو به قلم رسول جعفریان به این گروه پرداخته و می‌نویسد:

                                                                                                                   ***

غیر از شخصیت آیت‌الله بروجردی که به طور کلی قصد ورود در سیاست را نداشت، در این زمان آیت‌الله کاشانی نیز به نوعی رهبری مذهبی- سیاسی را در اختیار داشت و با شدت و  حدت وارد فعالیت سیاسی شده بود. نواب با آیت‌الله کاشانی روابط نزدیکی برقرار کرد و زمانی که در دی‌ ماه سال 1326 تظاهراتی به دعوت آیت‌الله کاشانی برای مسئله فلسطین برپا شد، نواب در آن اجتماع سخنرانی پرشوری ایراد کرد. موضوع فلسطین یکی از حساسیت‌های اساسی آیت‌الله کاشانی و نواب صفوی به حساب می‌آمد. مسئله حجاب نیز که از پس از شهریور بیست، بار دیگر مورد توجه علما قرار گرفته بود، و آنان بر ضد قوانین اجباری کشف حجاب مبارزه می‌کردند، به طور طبیعی مورد توجه فدائیان بود. از جمله در سال 1326 ش، جمعیت فدائیان اسلام پرده ای درب مسجد سلطان تهران زده و مانع از ایاب و ذهاب زنان مکشوفه به مسجد مزبور شدند.


آیت‌الله العظمی بروجردی

بعضی از روزنامه‌ها هیاهو و جار و جنجالی راه انداخته و هر یک به نحوی در مذمت حجاب زبان به انتقاد گشوده و از این راه روزنامه‌ها فروخته و روزی‌ها خوردند. بسیاری از روحانیون در تهران و شهرستان‌ها، در منبرهای خود از حجاب سخن می‌گفتند. یکی از جریان‌هایی که محور مبارزه را از دست حزب توده گرفت و به دست مذهبی ها داد، ماجرای روی کار آمدن هژیر در سال 1327 و پدید آمدن مخالفت‌ها با وی بود. این جریان که بر محور رهبری کاشانی - نواب به حرکت درآمد، حزب توده را با همه توان و قدرتی که داشت از صحنه خارج کرد. شاهد آن گزارش‌های محرمانه شهربانی در این دوره است. تا پیش از خرداد 27 همه اخبار در حول و حوش حزب توده است، اما ورود کاشانی و نواب به میدان مبارزه در مقابل هژیر و همراهی آیت‌الله بروجردی با خواست آنان، نیروهای مذهبی را در جامعه فعال کرد.


آیت‌الله کاشانی

حرکتی که در جهت ترور شاه در بهمن سال 27 صورت گرفت، زمینه را برای استبداد مجدد فراهم کرد اما دیری نپایید که با ترور هژیر در 13 آبان 28، بار دیگر همه چیز عوض شد. این زمانی بود که انتخابات مجلس شانزدهم با تقلب فراوان صورت گرفته و هژیر که متهم به وابستگی به انگلیس از یک سو و فرقه ضاله بهائیت از سوی دیگر بود، در روز یاد شده در حال خلعت دادن به روسای هیأت‌های عزاداری با حمله سید‌حسین امامی کشته شد. امامی دستگیر شده و تنها چهار روز پس از آن اعدام گردید، اما ترور اثر خود را گذاشت؛ انتخابات تهران باطل اعلام شد و در انتخابات مجددی که صورت گرفت، مصدق و یارانش به عنوان نماینده تهران وارد مجلس شانزدهم شدند. به هر روی، موج مبارزات مذهبی جدید، همان مرکبی بود که جبهه ملی که تنها اندکی پیش از انتخابات مجلس شانزدهم تشکیل شده بود، سوار آن شد و ضمن آن حزب توده از صحنه سیاسی کشور عقب افتاد. گفتنی است که از مهر همین سال 1327 است که بر اساس مصوبه‌ای که سالها پیش از آن در مجلس شورای ملس تصویب شده بود، دروس دینی در برنامه مدارس به اجرا درآمد.

زمانی که در بهم‌ن سال 1327 شاه مورد سوءقصد قرار گرفت، بلافاصله نیروهای امنیتی شاه، سخت‌گیری را آغاز کرده و عده زیادی از مبارزان از جمله آیت‌الله کاشانی را تبعید کردند. این مسئله برای مدتی کوتاه کارآمد بود، اما خشم عمومی را برانگیخت. ترور هژیر وزیر دربار شاهنشاهی در آبان 1328 به دست سید‌حسین امامی آب سردی بود که روی دست رژیم ریخته شد. سید حسین امامی محاکمه و اعدام شد و این امر، محبوبیت فدائیان اسلام را بیشتر کرده، زمینه نهضت ملی ایران را پدید آورد.


هژیر

بار دیگر اطلاعیه آتشین فدائیان با تکیه بر فرهنگ شهادت، زمینه را برای فعالیت‌های بعدی آنان فراهم کرد. این فشارها سبب شد تا در انتخابات مجلس شانزدهم در سال 1328 آیت‌الله کاشانی و عده‌ای از ملیون مانند دکتر مصدق به مجلس راه یابند. شاه کوشید تا با آوردن رزم‌آراء در پست نخست‌وزیری، بر اوضاع فائق آید و مخالفان را سرکوب کند. فدائیان که مهمترین تشکل مذهبی - انقلابی بودند، دریازدهم اسفند 1329 اجتماع عظیمی را در مسجد سلطانی تهران برگزار کرده و در آن جا سید‌ عبدالحسین واحدی (کرمانشاهی) که تا این زمان در قم بود و اکنون به تهران آمده بود، سخنرانی کرد.


شهید خلیل طهماسبی

چند روز بعد در شانزدهم همین ماه، در تاریخ 16/11/29 در حال ورود به مجلس ترحیم آیت‌الله فیض، به دست خلیل طهماسبی ترور شد. در این باره بعدها تردید‌هایی پیش آمد، زیرا گفته شد که شاه نیز از رزم‌آراء متنفر بوده است، اما بسیار روشن است که فدائیان در پی اهداف خویش بودند و بس. گفتنی است که پیش از آن آیت‌الله کاشانی با مهدور‌الدم دانستن رزم آراء فتوای قتل وی را داده بود. به علاوه، دیگر سیاسیون جبهه ملی نیز با این اقدام موافق بودند و وجود رزم‌آراء را مانع مهمی بر سر راه پیشرفت کارهایشان تلقی می‌کردند. درست با استفاده از این فرصت بود که نفت ایران، ملی شد. گفتنی است که فدائیان بارها و بارها - و از جمله چند روز پیش از آن عبدالحسین واحدی در سخنرانی خود در مسجد سلطانی - از رزم‌آراء خواسته بودند تا از نخست‌وزیر کناره‌گیری کند؛ اما رزم‌آراء بر آن بود تا نشان دهد در برابر هر مخالفتی مقاومت خواهد کرد. فدائیان در این زمان چنان قدرتی داشتند که در آغاز اطلاعیه خود رسما به شاه حمله کرده، چنین نوشتند: پسر پهلوی و کارگردانان جنایتکار حکومت غاصب بدانند که چنانچه تا سه روز دیگر برادر رشید ما خلیل طهماسبی یا عبدالله رستگار را با کمال احترام آزاد نکنند، آن به آن خود را به سراشیب جهنم نزدیک کرده‌اند. عبدالله رستگار نامی بود که خلیل طهماسبی در نخستین بازجویی‌ها برای خود گفته بود.

تعداد بازدید : ۱
ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید

پربازدیدترین