هنر میتواند رفتار پدر و مادر باشد، این که پدر و مادر چگونه آموزههای دینی را شیرین و عملیاتی به فرزندانشان منتقل کنند، هنر میخواهد. اینکه رسانهها چگونه در قالب کارتون، شعر، قصه، نقاشی و... والدین و در حین حال کودکان را با تعلیم و تربیت اسلامی و آموزههای دینی آشنا کنند نیز هنر میخواهد. اینکه ما بخواهیم، دین و مبانی اخلاق را خشک و بیروح به کودکانمان انتقال دهیم، چندان ثمربخش نخواهد بود اما اگر بتوانیم، آموزههای دین، مانند رعایت حیا در دختران و غیرت دینی در پسران، تکریم بزرگان و... را به معنای واقعی برای آنها معنی کنیم، آن وقت باید منتظر نتیجه باشیم.
در واقع، برای اینکه در زندگی شهری نیز همان مهر و محبت خانههای روستایی حاکم باشد، باید فارغ از همه دغدغههای زندگی فرصتی نیز برای یاد بزرگان و صله رحم در نظر بگیریم تا کودکانمان نیز با واژه محبت انس گیرند و شکوفا شوند. آن وقت است که دیگر شاهد بیعاطفگیها، افسردگیها، انزواطلبی و دیگر معضلات روحی و روانی عصر حاضر نخواهیم بود. من اهل یکی از روستاهای استان اردبیل هستم، در آن روستا، همیشه در خانهها به روی همسایهها باز بود و همسایهها از حال یکدیگر باخبر بودند اما در زندگی شهرنشینی، همسایهها حتی یکدیگر را نمیشناسند و از حال هم بیخبرند در حالی که همسایهداری نیز از نکات مورد تاکید دین مبین اسلام است. اینها مسائلی است که باید در جهت احیای آن گام برداشت.
باید دقت کنیم، فرزندانمان هر آنچه از دین و اخلاق اسلامی خوانده و شنیدهاند میخواهند در مساجد و اماکن مذهبی ببینند، بنابراین آنها هم باید با خوش خلقی، صبر و حوصله و ارائه برنامههای فرهنگی شیرین، زمینه جذب فرزندانمان را فراهم کنند. در مورد مدارس نیز باید روابط معلمان با والدین دوسویه باشد. والدین باید سوای از پیگیری وضعیت درسی فرزندانشان، از وضعیت اخلاقی و ارتباطات فردی و اجتماعی آنان نیز باخبر باشند و به کودکان خود بیاموزیم اخلاقمداری سرآغاز و انتهای همه موفقیتهاست..
ایران نیوز