جلسه امروز جلسه مهمی است. هر جا که جلسهای به نام مسجد تشکیل شود آن جلسه متفاوت خواهد بود زیرا مسجد مقوله متفاوت است. مسجد موضوعی عادی نیست. هرجا که ما برای دغدغهها و مسائل مشترک، در رابطه با حملهها و تهاجمهایی که به کیان فکری، اعتقادی و اخلاقی ما میشود دور هم جمع شویم در آنجا بحث مسجد به میان میآید. هر جا که بخواهیم برای تربیت خود و نسل آینده فکرکنیم نام مسجد به میان میآید. هر جا برای جامعهسازی، تمدنسازی اسلامی و مسئله ظهور و... بخواهیم همفکری کنیم باز مساله مسجد مطرح میشود و اگرنشود آن کار عقیم خواهد ماند و به جایی نمیرسد.
مسجد پایگاه ویژه اسلام برای ترویج، تبیین معارف، سازماندهی مومنین است و هم جنبه صیانت، حفاظت و سنگر بودنش اهمیت دارد.
دوستان عزیز ما کاملا با نگاه اسلام به مسجد ومسجد طراز انس دارند و آشنا هستند؛ اگر چه خیلی بیشتر از اینها باید آشنا شویم که با سطح مناسب و جایگاه شایسته در شناخت مسجد فاصله داریم. خود این موضوع، سرفصلی است که باید در دستور کار ما قرار داشته باشد: موضوع مسجد، شناخت مسجد، ظرفیتها و کارهایی که در این زمینه باید انجام شود.
وقتی ظرفیت مسجد و تجربهای را که از گذشته داریم ملاحظه میکنیم، امروز که بحثهای بینالملل اسلامی و شیعی از منظر ساخت تمدن اسلامی، نزدیک شدن به یوم الخلاص و عصر ظهور، سازماندهیهای درونی جامعه اسلامی و دوستداران اهل بیت و پیچیدهتر شدن شرایط رویارویی بین اسلام و کفر مطرح است میبینیم که نقش مسجد باید دوباره تعریف شود.
در مورد این موضوع بیشتر باید بحث شود، به رسمیت شناخته شود و مورد باور قرار گیرد. بحمدالله در این زمینه سالهاست که تجربیاتی بسیار خوب داریم. دیدهایم که مساجد توانستهاند نقش بهتری را ایفا کنند و ثمرات و برکاتش را همه ما مشاهده کردهایم.
مشکلاتی که گاهی اوقات در مورد مسجد پیش میآید ممکن است ناشی از غفلت ما در عمل به این آیه باشد: ما این آیه کریمه را تلاوت کردهایم ولی شاید از توجه واقعی و عملی غافل شده باشیم. مسجد جای عرضه خود، عنوان و پرچم خود نیست؛ مسجد جای خواندن خداست؛ فقط!
فرمود: و ان المساجد لله فلا تدعوا مع الله احدا ( سوره جن آیه 18)
این آیه شریفه، یک پیام درونی دارد. بحث این نیست که در مسجد شرک اکبر اتفاق بیفتد. واضح است که مسجد در بافت جامعه اسلامی و ایمانی قرار گرفته است. این آیه کریمه علی القاعده دارد جامعه مومنین را راهنمایی میکند. خطاب به مومنین میگوید: مسجد جای اینکه اسم دیگری برده شود نیست. آنجا جایی است که همه باید به خدای متعال توجه کنند زیرا آنجا خانه خداست. همه وقتی به مسجد میآیند باید بدنبال اعلای کلمه الله باشند. هر مسجدی باید خودش را در آن هدف توحیدی ذوب کند؛ یعنی توقع داشته باشد که چنین احساسی برایش پیدا شود.
مثلا اگر من بایستم و بگویم من امام جماعت هستم و با این حرف بخواهم خودم را مطرح کنم، خراب میشوم و کار خراب میشود. اگر بخواهم مردم را به خود، سلیقههای خود، به کیش شخصیت خودم فرا بخوانم این دیگر دعوت به الله تبارک و تعالی نیست لکه به چیز دیگری دعوت صورت گرفته است.
اگر یک دوستی به عنوان مثلا پایگاه بسیج بخواهد عنوان خاصی را برافراشته کند و آنرا برجسته کند، شخصی بخواهد خودش را مطرح کند این دعوت به خدای متعال نیست،این کارخواندن نامهایی غیر از خداست؛ « ان هی الا اسماء سمیتموها انتم ».
برای خواندن خدای متعال همه باید به هدفهای توحیدی توجه داشته باشند و اینکه آیا این کاری که انجام میشود به اهداف ایمانی و الهی کمک میکند یا نه؟ اگر آن جهت تقویت شود، عناوین متعدد نگرانکننده نیست. اگر آن هدف توحیدی تقویت شود این عناوین نگران کننده نیستند ولی وقتی آن جنبه لحاظ نشود یا تضعیف گردد هر چه عناوین متکثر شود اشکالات هم به همان نسبت بیشتر خواهد شد.
بنا بر اینست که هر کسی به مسجد میآید مسجدی شود.
پایگاههای بسیج در حقیقت هسته ویژه وفاداران به آرمانهای الهی، انبیاء، پیامبراعظم(ص) و اولیای خداست؛ یعنی حلقه اصلی وفاداران به مسجد که از حسن اتفاق به خاطر ظرفیت ویژه بسیج نوعا از نسل جدید تشکیل میشود.
نکتهای را که رهبر عزیز و عالیقدرمان هوشمندانه فرمودند که پایگاهها نباید از مساجد خارج شود به این دلیل است که مسجد اولا: اینها را به آن نقطه امن، کلیدی، ریشه دار و اساسی ملحق نموده و از ایشان صیانت میکند، ثانیا: فرض براین است که حضور ایشان بتواند رونقبخش فضای مسجد باشد. به عبارتی در عمران معنوی مسجد اینها حضور داشته باشند.
وقتی بسیج در مسجد است یعنی صفهای شلوغتر، صفهای نماز با شکوهتر و آراستهتر است، زیرا این مسجد جمعی از خادمان خاص را پیدا کرده است.
من اصلا برای پایگاه مسجد فقط شان خادمی قائل هستم؛ چنانکه امام جماعت هم به شرف خادمی موسوم است. شیخ الانبیاء هم به چنین شرفی مشرف شده است.مگر خطاب به ابراهیم و اسماعیل علیهماالسلام نفرمود؟ «ان طهرا بیتی للطائفین و القائمین والرکع السجود». بنابراین اینها به مسجد که میآیند فکرشان فقط باید این باشد که چه کار کنیم تا مسجد رونق پیدا کند؟
سیاستگذاری عزیزان ما در سپاه در سطح کلان، لشگرها و دیگر تقسیماتی که دارند باید این باشد که برایند همه اقدامات به رونق، عمران و فعالسازی مسجد منجر شود.
ما افتخار بسیجی بودن لشگر سرافراز و سلحشور حضرت سید الشهداء(ع) را در قدیم و وقتی فقط یک تیپ بود داریم. بخشی از خاطرات ما در دوره دفاع مقدس به همین مجموعه مربوط است. امروز هم که آمدم حس خوبی پیدا کردم.
این آن نکته کلیدی است که اگر مسجد به معنای دقیق کلمه آباد شود
با توجه به توضیحی که عرض شد همه چیز آباد میشود. اگر مسجد آباد و ملحق به بیت معمور باشد؛ به آن شبکه ولایی متصل و حضور داشته باشد آنگاه همه چیز آباد میشود. در نتیجه فکر آباد میشود، اخلاق آباد و آینده تضمین میشود. همه اینها در گرو مسجدی آباد است. آبادانی مسجد در اعلای کلمه الله و ذکر الله است. عزیزان ما که به عنوان پایگاه بسیج در مسجد حضور دارند باید تمام هم و غمشان این باشد؛ نه اینکه پایگاه در مسجد برای پیگیری امور دیگر باشد. پایگاه در مسجد برای رونقبخشی به خانه خداست. در اینصورت افراد احساس میکنند: ما خادمان خانه خدا هستیم. شست وشو، تمیز کردن، مرتب و معطر کردن، خوشگلسازی و تزئین مسجد تا ایجاد جاذبه برای حضور جوانان و تنظیم صفوف و هر کار دیگری که میشود انجام داد تا آماده کردن سفرههای محتوایی در مسجد و کمک کردن به رونق فرهنگی مسجد و... همه در این مسیر قرار میگیرد.
اگر این نگاه تقویت شود که بحمدالله وجود دارد شما خواهید دید که کار درست پیش میرود.
ساز و کار داخلی مسجد تعریف شده است. عزیزانی که به مسجد میآیند میدانند که مسجد به محور امام است. مسجد خادمی ویژه بهنام امام جماعت دارد که به یک شبکه روحانیتی تعریف شده متصل است. امام جماعت محور برنامههای مسجد است. شما اینها را میدانید و اصلا به توضیح بیشتر نیازی نیست. در چنین فضایی کار کردن، مدل خاصی پیدا مینماید. این چیزی نیست که از بیرون تعبیه شود و بعد با بیرون هماهنگ گردد بلکه از بیرون حمایت و در دورن هماهنگ میشود.
در پایگاه تمام حواسها به اینست که من باید با امام جماعت مسجد کار کنم.
در بعضی موارد مشکلاتی هم وجود دارد که گاهی به سن و سال بالا و پیری مربوط میشود گاهی به سلیقههای خاص و یک وقت اشکالات شخصیتی و... مربوط میشود.
تعبیر زیبایی را بعضی از دوستان به کار بردند. ار اینجا باید در درجه اول آن اشکال به شکل درونی در مسجد تحمل شود و بعد به صورت پیرامونی برای علاج آن فکر شود.
این در جای خود محفوظ است و چیزی نیست که کسی بگوید که نه اینرا قبول نداریم و تحت هر شرایطی همه باید با آن یک نفر هماهنگ باشند.
ممکن است شما بگویید: این هماهنگی نهایتا به تضعیف بنیه مسجد منجر میشود. در این صورت مرکز وظیفه پیگیری را پیدا میکند. ضمنا شما این ملاحظه را دارید و میدانید که کار مرکز کار پیچیدهای است؛ کار بخشنامهای و دستوری نیست، صلاح هم نیست که اینگونه باشد بلکه باید با روشهای اقناعی و با چیدن مقدمات و یافتن شیوه درست اینطور کارها به سرانجامی مناسب برسد.
وقتی که در موردی اجماع وجود داشته باشد و همه ما روی آن کار توافق داشته باشیم آن کار انجام میشود. با این ساز و کار هیچ وقت فضای مسجد آسیب نمیبیند و همه روال کار را میدانند.
هر کسی هم در جای خودش قرار گرفته است. ساختاری که تحت عنوان شورای فرهنگی ایجاد شده است مدلی است که پس از همفکریها، مطالعات و مشورتها به آن رسیدهاند. شورایی که با حضور همه افرادی که نسبت به فعالسازی و افزایش ظرفیتهای گوناگون مسجد دغدغهمند و علاقمند هستند تشکیل میشود.
در این شورا ظرفیتهای علمی، اجتماعی، فرهنگی شناسایی میشود. عنوان فرهنگی شامل عناوین اجتماعی، آموزشی، علمی، سیاسی و عناصر مختلفی که به مسجد مربوط هستند میباشد.
این جمعبندی که دوستان به آن رسیدند تجربه بسیار خوبی است برای اینکه فضای داخلی مساجد انشاالله هم به لحاظ هماهنگیها و هم از نظر تولید جاذبه از این که هست بهتر شود.
پس همه ما به این ساختار مقید باشیم. مبنای ما در این موضوع این باید باشد که در خدمت مسجد باشیم تا مسجد فعال شود و رونق پیدا کند. موفق بودن این ساختار وقتی خودش را نشان میدهد که نماز با شکوهتر، مرتبتر از قبل برگزار شود.
کارویژه مسجد در درجه اول نماز است. اگر در در حاشیه مسجد و اطرافش کارهای متفرقه انجام شود ولی نمازش نماز نباشد آنوقت چیز خندهداری میشود، یعنی اگر کسی از بیرون نگاه کند واقعا یک چیز مضحکی را میبیند.
همه برنامههای مسجد خود را در صفهای باشکوهتر، متنوعتر، جذابتر، منظمتر و با ازدحام بیشتر خودش را نشان میدهد.
برآیند و محصول همه کارهایی که ما انجام میدهیم وقتی است که با مراجعه به مسجد ببینیم این مسجد معمور و آباد است. از کجا بفهمیم که آباد است؟ از نمازش.
اگر به مسجدی مراجعه کنیم که بگویند پایگاهش فعال است، کانون آن هم در رده خود فعال و رضایتبخش ارزیابی شود، یعنی تعداد زیادی عضو جمع کرده است و برنامهریزی دارد اما در همان مسجد از نماز خبری نباشد یعنی نمازش متوسط و یا ضعیف باشد، معنایش این است که عذرخواهی میکنم از نظر ما در این مسجد هیچ اتفاقی نیفتاده و چیز مهمی رخ نداده است.
قبولی مسجد به زنده بودن صحن، شبستان و نماز مسجد است. ممکن است اتفاق نظری پیش بیاید که اشکال رونق نگرفتن مسجدی مربوط به امام جماعت است، ایشون عایق است؛ رفتارش دافعه دارد، مواضعش با نظام هماهنگ نیست، نسبت به رهبری ملاحظاتی دارد و... آنجاست که همه ما باید دست به دست هم بدهیم و مساله را حل کنیم والا آنجا کسی نمره قبولی نخواهد گرفت.
گاهی دوستان بسیج مراجعه داشتهاند و من با عزیزان صحبت کردهام، گفتم: شما که میگویید که حاج آقا در برنامهها با ما همراهی نمیکند، خوب آیا این مسئلهای است که شما آنرا اینقدر بزرگ میکنید؟
بچهها وقتی که نماز جماعت برقرار است مشغول چه کار مهم دیگری هستند؟ گفتند: حاج آقا بچهها هستند اما در اتاق بسیج و پایگاه و گوشه کنارها هستند اما در صحن مسجد و نماز نیستند.
میپرسم: اگر حاج آقا را نمی پسندید عیب نداره! ولی عدالتش را که قبول دارید باید در نماز شرکت کنید.
همه کارهای ما در درجه اول منحصر میشود به نماز و اینجا باید خودش را نشان بدهد. اگر نماز باشکوه برگزار شود آنگاه آن مسجد، مسجد میشود وگرنه عذرخواهی میکنم مسجد میشود یک پاتوق.
برای هرجای دیگر که میگفتیم بچهها جمع میشدند و مثلا فعالیتهای داشتند. این مسجد نیست! مسجد به شکوه جماعت،حضور وتاثیر آن است. عذرخواهی میکنم، چون ازاین موارد نمونه داریم عرض میکنم. نمونههای است که شما هم در ذهنتان دارید و ماها به آن مبتلاییم.
الان با تهدیدهایی جدی مواجه هستیم. سردار در بیاناتشان فرمودند و بعضی از دوستان اشاره کردند. کار ما در آینده پیچیدهتر خواهد شد. جنگ ما هر روز دارد فرهنگیتر میشود.
اخیرا در بیانات رهبر عزیز و عالیقدر در جلسه شورای عالی انقلاب فرهنگی داشتند شنیدید و جزء آن مطالبی است که باید هر کدام از ما چندین بار بخوانیم. خیال نکنیم که مثلا اگر یکبار از رادیو یا تلویزیون شنیدیم یا در گوشه روزنامه دیدیم کافی است! نه! این سخنان مانند سندی هستند که خطوط اصلی را به ما نشان میدهد.
یک فصل از آن بیانات راجع به تهاجم فرهنگی است. ایشان فرمودند: مطلبی را که ما سالها قبل گفته بودیم حالاخودش را نشان میدهد. الان درجامعه هست و ایکاشی آنهایی که درحوزهها و دانشگاهها، نخبگان و مسئولین باید میفهمیدند و خود ما هم زودتر میفهمیدیم و وظیفهمان را درست انجام میدادیم. اگر چنین میکردیم و جدی میگرفتیم شرایط ما مطمئنا الان شرایط دیگری بود.
آقا روحی فداه حتی عناوین را هم متنوع کردند تا شاید ما متوجه شویم اما نشدیم. یک بار گفتند تهاجم، بار دیگر فرمودند: شبیخون، در نوبت دیگر گفتند: ناتو و از هر امکانی که وجود داشت استفاده کردند که ما را متوجه این خطر بزرگ که در پیش است بکنند اما حالا خودش را نشان داده است. البته کارهایی هم شد ولی نسبت به آن چه که باید میشد کوچک است. از این به بعد کار خطرناکتر است. نکته اینجاست که دشمن از جمعبندی یک فهرست طولانی از مباحث و تحلیلها به این جمله رسیده است : دشمن از اینکه بتواند در بخشهای نظامی، اقتصادی و سخت در کوتاه مدت یا میان مدت بر ما غلبه کند تقریبا ناامید است؛ نه تقریبا بلکه تحقیقا ناامید است. البته آنها تلاش میکنند و عناوینی را هم مطرح میکنند که هم خودشان در دلشان به خودشان میخندند و هم ما را به خنده میاندازند. البته از عنصر بی عقل باید همیشه مراقبت و پرهیز کرد.
ولی الان امید آنها به شکل متمرکز به کار بلندمدت منتقل شده است. گفتهاند که اینها را نمیشود اینطوری از پا درآورد؛ میتوانیم اذیتشان کنیم ولی نمیتونیم براندازی کنیم.
دستور کار آنها براندازی و ریشهکنی است چنانکه دستور کار ما هم نسبت به آنها ریشهکنی است. تعارف که نداریم، ما هم هر چه به دستمان برسد کوتاهی نمیکنیم. غرض اینکه آنها در رویارویی به این نتیجه رسیدهاند آن جایی که باید با ما رویارویی در امتداد داشته باشند بلند مدت و از جنس فرهنگ و تربیت است. اینجا جایی است که الان صف آرایی صورت گرفته است.
چه پایگاهی میتواند در اینجا به فریاد ما برسد و نجاتمان دهد؟ مسجد است که میتواند نجات دهد. همانطور که امام از روز اول در یک جمله فرمودند و مساله را حل کردند: « مسجد سنگر است، سنگرها را حفظ کنید».
دوستان میدانند: ما به این فرمایش امام عمل نکردیم. همان جایی را که امام فرمودند: سنگر است، ما سنگر ندانستیم. جایی را که فرمودند حفظ کنید ما رها کردیم، معلوم است که نباید وضعیتمان بهتر از اینها باشد.
البته این چیزی که من میگویم کلی نیست و شما منظور مر متوجه میشوید. بعضی جاها را هم داشتهایم که واقعا سنگر بوده است و از آن حفاظت هم کردند ولی آنطور که باید حفظ و سرمایهگذاری میکردیم، حضور پیدا میکردیم نبوده است.
منظور شکل مطلوب مسئله است و عرض من نافی زحمات، تلاشها و خدمات نیست. همین مقدار هم که پابرجا هستیم به خاطر همین فعالیتهاست.
در هر صورت شرایط در آینده پیچیدهتر خواهد بود. ای کاش یک زمانی این موضوع در دستور جلسات دوستان قرار گیرد و روی این نکته بحث دقیقتر و فنیتر انجام شود.
تنها جایی که در آن تربیت اساسی و عمیق اتفاق میافتد مسجد است. هرچه هم که شما دارید از مسجد دارید. تمام نیروهای اصلی، محصول تربیتهای مسجدی هستند. مسجد در این زمینه بدیل ندارد.
شما چه جایگزینی برای مسجد معرفی میکنید؟ بفرمایید حسینیه. آیا حسینیه خروجی مسجد را به شما تحویل میدهد؟ بفرمایید مهدیه یا عناوین مذهبی دیگر که درست شده است چنین کارکردی دارد؟ بفرمایید فرهنگسرا. چه سنتی و چه مدرن آن حتی مدرسهها آیا وقعا محصولی مشابه مسجد دارند؟
ما باید در خواب ببینیم که مدرسه به ما انسان الهی و انسان طراز انقلاب اسلامی را تحویل بدهد.
آنی که میتواند و از عهده برمیآید مسجد است. مسجدی که مرضی خدای متعال و اولیای خداست.
همه ما باید با این نگاه برای فعالسازی مسجد متمرکز شویم. در مسجد با هماهنگی طبیعی خودش اتفاقاتی مبارک رخ خواهد داد. بزرگترین چیزی که مسجد را بطور کلی ازحیز انتفاع خارج میکند اختلاف مسجدیهاست، باید فاتحه آن مسجد را بخوانید، یک خط قرمز دور آن بکشید
کارکرد اصلی مسجد تولید اخوت است.
کارکرد مسجد تولید اخوت ایمانی است. اگردر مسجد مومنین روبروی هم سنگر بندی کنند آن مسجد را باید خط بزنید چون دیگر به درد امام زمان و اولیای خدا نمیخورد.
این نکته کلیدی است. ماموریا این جمع ما حل مسائل مربوط به اختلاف درونی مسجد بین پایگاه و امام جماعت و مدیر مسجد است. آقای حاتم پوری راجع به امنا فرمودند: هیات امنا انشاالله تدبیر میشود. تدابیری که البته پیچیدگیهای خودش را دارد ولی انشاالله به تدریج توسط همین بچهها معالجه میشود.
باید همین بچهها به فضای امنا وارد شوند. نباید درگیر شد بلکه باید تدبیر کرد. کار سختی است که باید آنرا به لطف خدا انجام داد.
ولی در محور پایگاه - امام چیزی است که الان موضوع کار ماست. این آن بخشی است که باید آنرا اورژانسی تلقی کنیم. اولا زمینههای بروز اشکالات را برطرف کنیم. باید دوستان بشینند و هماندیشی کنند.
الان آقای اصغری اشارهای کردند که مساله عاطفی است. وقتی شما میخواهید مسئولی را برای پایگاه انتخاب کنید نزد امام مسجد که مدیر و آقای محل است شرفیاب میشویم و میپرسیم آقا شما چه کسی را میپسندید؟ اگر شخصی را شما پیشنهاد دارید بفرمایید و شرایط این مسئولیت این چیزهاست. ما این این چند نفر را پیشنهاد میکنیم، شما کدام را میپسندید؟
نظر خاصی ندارند ولی از جهت رعایت احترام و جهات عاطفی از فردا میانه آقا با این شخص خوب خواهد شد. ما نمونههایی را دیدهایم که هیچ وقت اصلاح نشد، حرفشان اینست که ایشان را با من هماهنگ نکردند. این یک بحث عاطفی است و تدبیر میخواهد تا زمینهها و ریشههایش به لطف خدا حل و فصل شود.
از طرفی باید ما مرتبا با ائمه محترم جماعات در مورد بسیج و بسیجیان و پایگاهها گفت وگو کنیم، از طرف دیگر دوستان بسیج و فرماندههای عزیز نواحی راجع به محوریت امام در مسجد بگویند تا به لطف خدای متعال این فرهنگ شود.
همه تدابیری که دوستان داشتهاند اقداماتی مبارک ومغتنم است. حاشیهها و اختلافات را اورژانسی تلقی کنید. سراغش بروید و مراقبت کنید و هم اجازه ندهید شکل بگیرد. خوشبختانه در این خصوص کارگروه هم پیشبینی شده است.
اما اولویت اصلی را باید شکلگیری شوراها و همکاریهای فرهنگی درون مسجد بدانیم. من به دوستان گفتم: هر جایی که اختلافات داخلی باشد معنایش این است که اینها بیکار هستند؛ چون اگر کار داشته باشند و فعال باشند میدانند که آنقدر کار برای انجام دادن هست که فرصتی برای این بگو مگوها باقی نمیماند.
اگر در جایی بگو مگو هست معلوم میشود اینها بیکارند که به جان یکدیگر افتادهاند وگرنه دشمن، یکی یکی بچههای محله ما را داره صید میکند و ذهن آنها و حتی بچههای خود ما را هدفگیری کرده است. آن وقت ما داریم با هم سر لحاف ملا داریم مرافعه میکنیم. *
باید بدانیم اگر همه ما شبانه روز کار کنیم باز جا برای دیگران هست که بیایند و کار کنند. انشاءالله با فعالتر شدن شما و پیدا شدن ظرفیتها، شاهد اتفاقات بسیار خوبی خواهیم باشیم.
دوستان عزیز، این فصل تازه همکاریها را خیلی مغتنم بدانند، اینرا دست کم نگیرند، به دست آمدن این فرصت مساله آسانی نبوده است؛ همین فرصتی که الان پیش آمده و ما پیش هم هستیم و تصمیم گرفتهایم تا با هم کار را پیش ببریم. ما جزء بسیجیهای قدیمی محسوب میشویم و از بن دندان و از ریشه به حقیقت، اساس به همه جهات بسیج ایمان و اعتقاد داریم؛ به این بسیجی بودنمان افتخار کردهایم و افتخار میکنیم، کارت بسیج هم همیشه در جیبمان هست و پرونده ما در بسیج مایه افتخار است. چیزی است که میتوانیم آنرا در شب اول قبر ارائه کنیم و در این موضوع تعارف نمیکنیم.
همه دوستان در اینکه مسجد باید احیا و شکوفا شود مشترک هستند. بنابراین هیچ بهانهای نداریم، باید بایستیم کار کنیم، با هم بنشینیم حرف بزنیم و اشکالات را برطرف کنیم، رفت و آمد کنیم، آقایان را باهم بنشانیم، وقت بگذاریم. مثل باز شکاری بالای سر اختلافات حاضر شویم و نگذاریم بین دوستان نواحی اختلافی عمیق شود. به طرفین بگوییم این حرفی که پیش آمده چیز مهمی نیست و مساله را همانجا باید حل و فصل کرد.
عرایض من تمام است. انشاءالله که این جلسه هم به عنایت الهی و به لطف حضرت سیدالکریم(ع) که در مجاورت حضرت است انشاالله به نتیجه خواهد رسید.